داکتر محیی الدین مهدی



"رگ- و- رشته" شبكه ي گسترده ولي مشخص

News image

به توجه محترم مدير مسئوول مجله ي وزين "نامۀ فرهنگستان": در شماره ي سوم سال سوم (1376) مجله، مقاله اي زير عن...

گفتار تحقیقی | دکتور محیی الدین مهدی | سه شنبه, 15 جون 2010

سایر نوشته ها

يك غلط فهمي تاريخي

News image

نسبت غوري با سوري يكي از سنن غلط تاريخ نويسي در افغانستان معاصر، درج كارنامه هاي سلسه هايي سلطنتيي است كه ...

گفتار تحقیقی | داکتر مهدی | دوشنبه, 7 جون 2010

سایر نوشته ها

حكومت مسئول؛ حکومت جوابده

News image

پس از امنيت، دومين چالش در برابر دولت افغانستان، فساد گسترده ي اداري و مالي است. در اسباب و علل ...

گفتار سیاسی | داكتر مهدي | دوشنبه, 7 جون 2010

سایر نوشته ها

انکار کرزی

News image

انکار کرزی، مقدمه ی رفتن به حکومت عبوری است شاید نتوانیم برای تمامی شرایط پیشنهادی داکتر عبدالله، توجیه قانونی بیاوریم. ولی ...

گفتار سیاسی | داکتر مهدی | دوشنبه, 7 جون 2010

سایر نوشته ها

به پیشوا

News image

به پیشوا*(تضمین بر دوبیتی علامه اقبال زیر عنوان«هلال عید»)باری که چرخ اختر شادی علم کشیدگردون به کام فاقه ی ما، ...

گفتار تحقیقی | داکتر مهدی | پنجشنبه, 3 جون 2010

سایر نوشته ها

سياست دولت جديد امريکا را در قبال بحران

News image

در گفت و گو با صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران: س / به عنوان يک سياستمدار برجسته سياست دولت جديد ...

مصاحبه ها | صدا و سیمای ایران | سه شنبه, 25 می 2010

سایر نوشته ها

خلاصة المطلوب من رسالةِ ضیاء القلوب

News image

حمد و سپاس ذات بی قیاس را و درود بی وسواس حضرت خیرالناس راست و شکران بی پایان از بنیاد ...

گفتار تحقیقی | داکتر محیی الدین مهدی | سه شنبه, 25 می 2010

سایر نوشته ها

مبانی مذاکره با طالبان

News image

تمهیدات طالبان مهمترین تهدید برای امنیت افغانستان به حساب می آیند. . با اینحال، تا کنون هیچ راه حلی برای ...

گفتار سیاسی | دوکتور مهدی | دوشنبه, 24 می 2010

سایر نوشته ها

فلسفه‌ي طبيعي نوروز و تقويم شمسي

News image

2008/03/29درك انديشه¬ي تجليل از نخستين روز سال، بدون تحقيق در چگونگي بوجود آمدن آن، ممكن نيست. اين انديشه، از نخستين ...

گفتار تحقیقی | داکتر مهدی | پنجشنبه, 20 می 2010

سایر نوشته ها

بوش خمیازه می کشد

News image

يكشنبه 6 مه 2007زمانی از زلمی خلیلزاد – سفیر وقت ایالات متحد امریکا در افغانستان – درباره ی تغییر احتمالی ...

گفتار سیاسی | محیی الدين مهدی | پنجشنبه, 20 می 2010

سایر نوشته ها
بنر
 

"رگ- و- رشته" شبكه ي گسترده ولي مشخص

فرستادن به ایمیل چاپ مشاهده در قالب پی دی اف
به اشتراک بگذارید: به اشتراک بگذارید: Bookmark Google Yahoo MyWeb Del.icio.us Digg Facebook Myspace Reddit Ma.gnolia Technorati Stumble Upon

به توجه محترم مدير مسئوول مجله ي وزين "نامۀ فرهنگستان":

در شماره ي سوم سال سوم (1376) مجله، مقاله اي زير عنوان "اصطلاحات خويشاوندي در زبان فارسي، ابهام در معنا و كار برد واژه ها" به قلم آقاي "عباس كوشك جلالي" خواندم. اين نتيجه گيري را كه:"در زبان فارسي، واژه ي عام كه همه ي پيوندهاي نَسَبي و سببي -از نزديكترين تا دور ترين حلقه ها- را در بر گيرد، وجود ندارد"، در خور تأمل و تحقيق بيشتر يافتم.

با آنكه، هم خيلي دير شده است (ده سالِ تمام!)، و هم اين اقدام من حُكمِ "زيره به كرمان فرستادن" را دارد، حيفم آمد مطالبي را كه به نظرم از آن قلم افتاده، و در خور ذكر در زير همان عنوان بوده، ياد آوري نكنم؛ چون نيّتي جز پُر بار كردن فرهنگِ مشترك مان ندارم.

اعمِ واژه ها و اصطلاحاتي كه در آن مقاله مورد بررسي قرار گرفته اند، اينهاستند: خانواده، خانوار، فاميل، خويشان/خويشاوندان، اقوام/قوم، خاندان، دودمان/دود، بستگان/وابستگان، اقربا، آشنايان و نزديكان. ولي واژه ها و اصطلاحات ذيل كه همان معنا ها و كاربرد ها را دارند، بررسي نشده اند: تبار، تخم/ تخمه، تخم و تركه، تير/تيره، رگ/رگه، رگ و ريشه، رگ و رشته (ريشه، رشته).

حسب شيوه ي تحقيق آقاي (حالا دكتر) عباس كوشك جلالي، معنا ها و كاربرد هاي  واژه ها و اصطلاحات فوق را در فرهنگ هاي برهان قاطع، مُعين و فرهنگ بزرگ سخن جستجو كردم، و عمداً به همين تعداد بسنده نمودم، چون ديگران نيز همين معاني – و چيزي شبيه اينها را – آورده اند.

تبار- rātab (اِ.):

1. اصل و نسب؛ نژاد:(نامه ها رسيده بود به غزنين كه از تبار مرداويز و وشمگير كسي نمانده است).

‌2. خانواده و خويشان؛ دودمان: (يك دمك باري در خانه ببايست نشست / تا بديدندي روي تو عزيزان و تبار– فرخي)؛ در تركيب تبار نامه- r nama ātab (اِ.): (ورقه اي كه در آن، نژاد و نسب كسي به طور كامل و با ذكر اسامي نوشته شده باشد)؛ شجره نامه (سخن)؛ چنانكه نسب نامه نيز: (نسب نامه ي دولت كيقباد / ورق در ورق هر سوئي برده باد – نظامي).

تبار: ... دودمان و خويشاوندان و قرابتان را گويند، و به معناي اصل و نژاد است (برهان قاطع). تبار (tabār) (اِ.) اصل، نژاد (معين).

تخم – toxm (اِ.) نسل؛ نژاد: ‌(آفريدون از تخم جمشيد بود- خيام)؛ و در تركيبهاي "تخمِ حرام"، "تخمِ نا بسم الله"، "تخم و تركه" (فرزندان و نوه هاي كسي).

تخمه- toxma(-e) (اِ.) نسل؛ نژاد: (پَشين بود از تخمه ي كيقباد / خردمند شاهي، دلش پر زباد- فردوسي) (سخن).

تخم:... و به معناي اصل و نسب و نژاد نيز آمده است.

تخمه:... و به معناي اصل و نژاد هم آمده است: (چنان زندگاني كن كه سزاوار تخمه ي پاك تست، و بدان اي پسر كه ترا تخمه و تيره بزرگست و شريف – قابوس نامه) (برهان).

تخم toxm:‌اصل، نسب، نژاد؛ تخمه toxma(-e): اصل، نسب، نژاد (معين).

تير: جنس؛ نوع؛ تيره: (آن عارف از تير ما نيست – شمس تبريزي).

تيره:

1. گروهي از مردم از يك نژاد.

2. طايفه، دسته اي از مردم (معين).

رگ: اصل؛ نسب: ‌(بايد يك رگ تركي داشته باشد، شبيه دخترهاي ترك است – علي زاده) (سخن).

رگه: اصل؛ نسب:‌ (بالاخره يك رگه ي انگليسي دارد، بخاطر مادر بزرگش) (سخن).در تركيب دورگه: انسان يا حيوان كه پدرش از يك نژاد و مادرش از نژاد ديگر باشد (عميد).

رگ و ريشه: اصل و نسب (مثل اينكه رگ و ريشه هاي او، با رگ و ريشه هاي من پيوند داشت – اسلامي ندوشن) (سخن).

رگ- و به معناي اصل و نسب هم آمده است (برهان).

رگ: اصل و نسب (معين).

كار برد واژه هاي ذكر شده – به استثناي يكي از معاني تيره (گروه، فرقه، طايفه، دسته، دسته اي از مردم) – در حوزه ي پيوند هاي نَسَبي است. اما- باز هم- هيچكدام اين واژه ها، آن "واژه ي عام و مقبول" ي نيست كه به دنبال آن هستيم.

اصطلاح تركيبي "رگ- و - رشته" در زبان عاميانه ي مردم افغانستان(البته زبان فارسي دري)، دقيقاً در معناي "مجموع پيوندهاي نَسَبي و سببي، از نزديك ترين تا دورترين حلقه ها" ‌بكار مي رود. اين تركيب در سه فرهنگ ذكر شده در بالا – و نيز در آنندراج، غياث اللغات و عميد- نيامده است. فرهنگ سخن، "رشته" را در معناي مجازي "پيوند"؛ "رابطه"، آورده است. چنانكه ديديم، "رگ" در فرهنگهاي مختلف معناي پيوند هاي نسبي را دارد، و از نزديكترين ها تا دورترين ها را در بر مي گيرد؛ اما "رشته" در اين تركيب همان پيوند و رابطه ي غير نَسَبي - يعني سببي - است كه باز هم از نزديكترين حلقه ها (مثل همسرِ برادر، همسرِ پسر، شوهرِ دختر، شوهرِ خواهر) تا دورترين آنان‌ (مثلاً شوهر دخترِ دخترِ دخترِ... دختر و خويشاوندان اينها، و خويشاوندان حلقه ي اول) را در بر مي گيرد.

پس در صورتيكه تمهيد و شرطي براي بسيط يا ساده بودن اصطلاح مطلوب در ميان نباشد [كما اينكه معادل هاي انگليسي(kinship) و آلماني(verwandtschaft) آن نيز بسيط نيستند]، عناصر تشكيل دهنده ي شبكه ي "رگ- و - رشته"، در برگيرنده ي مفاهيم و مصاديق تمامي اصطلاحات و واژه هاي ذكر شده در اين حوزه است.

محيي الدين "مهدي"

 

 

منابع:

1. فرهنگ بزرگ سخن: دكتر حسن انوري، انتشارات سخن، چاپ اول، 1381؛

2. فرهنگ عميد: حسن عميد، انتشارات امير كبير، چاپ هشتم، 1381؛

3. غياث اللغات: به كوشش دكتر منصور ثروت، انتشارات امير كبير، چاپ دوم، تهران 1375؛

4. آنندراج (فرهنگ جامع فارسي): زير نظر دكتر محمد دبير سياقي، نشر كتابفروشي خيام، چاپ دوم 1363؛

5. فرهنگ معين: دكتر محمد معين، انتشارات امير كبير، چاپ سوم 1356؛

6. برهان قاطع: به اهتمام محمد معين، انتشارات امير كبير،‌چاپ ششم 1375؛

 

 
...