به نام خدا
دوست عزیز سلام، از محبت های بی حساب شما سپاسگزارم. خوشنودم که شما را خواننده ی آثار و جوینده ی افکار خویش می یابم.
من طرفدار ابراز صریح عقیده و اظهار بی ابهام اندیشه هستم. از اینرو بطور شفاف می گویم که یک مسلمان معتقد به ارکان اسلام هستم. در عین حال به عنوان کسی که اهل مطالعه و راهرو طریق تحقیق است، به خود حق می دهم که در «قلمرو مجاز» استنباط های خویش را داشته باشم؛ مِن جمله باور دارم که «سیاستمدار حق صدور فتوای شرعی را ندارد».
تذکر این وجیزه را از آنرو لازم دانستم که مخالفین من را عمدتاً سیاستمدارانی تشکیل می دهد که جامه ی «مفتی شریعت» بر تن دارند و بر حسب خواهش های نفسانی و مقتضیات این جهانی، حکم صادر می نمایند. زمانی مرحوم محمد ظاهر شاه را «گرگ پیر»ی که «عامل بسط و گسترش الحاد و فساد بوده» می دانند، و زمانی برای او ضیافت شاهانه ترتیب می دهند؛ و هر دو را به «مصلحت اسلام» می دانند.
وقتی من از چهره ی این «مصلحت» پرده برداری می کنم و نشان می دهم که نزد این دسته سیاستمداران مصلحت همان قومیت است، آنان عوام الناس را می شورانند و بار دیگر فتوای شرعی صادرمی کنند.
مشکل اصلیی من همینست؛ و در این میان با توجه به ماهیت تحول پس از سال 2001م، که مضمون اصلی و جان مایه ی اساسی آنرا حِس برتری جویی های قومی تشکیل می دهد، بنده بیش از هر کسی به افشای آن دست یازیده ام؛ از اینرو عجب نیست که از جانب منسوبان حاکمیت موجود مورد اتهام قرار گیرم. گذشته از این، حمله به من و امثال من، برخی ها را به نان و نوا می رساند؛ نمی بینید که در کابینه ی آقای کرزی، کسانی هستند که از راه دشنام دهی به حلقات معینی که من نیز جزو آنان هستم، به مقام وزارت رسیده اند؟
و اما اگر نقل قول های آقای ***- هم شهری و شاگرد من- توسط شما دقیق و به اصطلاح طابق النعل بالنعل باشد، باید بگویم که در گفته های ایشان حقیقت و کذب در هم آمیخته است. اینکه من از اعضای بلند پایه ی الحدید بودم، حقیقت دارد؛ ایشان نیز عضو این سازمان بودند. آن طوری که می دانید «الحدید» نام سوره ی 57 قرآن مجید است؛ منطقی نیست اگر فکر کنیم دسته ای که معتقد به اسلام نبوده اند، برای سازمان خویش نام قرآنی انتخاب کنند. الحدید یک سازمان سیاسی با عقاید اسلامی بود. مانند ده ها سازمان و حزب دیگر متولد شد و ناپدید گردید.
لابد از اشاره ی- شاگرد و همشهری- ملتفت شده باشید که شناخت من از ایشان عمیق و مسبوق به سوابق است. ایشان فرزند مرحوم کاکا عبدالفتاح- از معززین شهر کندز- اند.
تخلص «***» را به دلیل اخلاص شان به دکتر علی شریعتی، بر خویش نهاده اند. اعضای سازمان الحدید، عموماً متاثر از افکار دکتر علی شریعتی بودند. آنطوری که اشاره کردم، جان مایه ی نظام کنونی برتری جویی قومی است؛ چه بسا کسانی که برای دستیابی به نان و مقام، بر خویش تهمت می زنند و خود را منسوب به یکی از قبیله ها می نمایانند. چندی قبل یکی از هموطنان ما، با نهادن تخلص «دولت زی» بر خویش، برای مدتی به مقام قوماندانی امنیه ی ولایت کابل رسید، تا آنکه حقیقت برملا گردید. بر سبیل اختصار نگارش یافت.
با احترام
داکتر مهدی
متن نامه ی آقای سید حسیب مصلح:
بسم الله الرحمن الرحيم
آقاى داكتر مهدى سلام.
من از شخصى به نام *** كه اكنون نام خود را *** كاكر گذاشته است در باره شما شنيدم كه گويا شما يك الحديدى، سوسياليست، مخالف اهل جهاد، مخالف جمعيت السلامى و طرفدار تاسيس يك دولت ملى سوسياليستى هستيد. راستش من پيرامون شخصيت شما اطلاعات درست ندارم. من به آنچه [او] پيرامون بينش، انديشه و باور هاى شما گفته شك دارم، چون آن شخص مرموز فاقد شخصيت نيك است.
اگر خود با قلم خويش پيرامون بينش، انديشه، باور، جهان بينى و مكتب فكرى كه از آن پيروى مى كنيد اطلاعات لازم را به نشر رسانيد يك اقدام نيك است تا شك و شبه در مورد شخصيت شما رفع گردد.
من در نگاشته هاى شما موضوعى مربوط به اين كه گويا شما يك فرد چپ انديش باشيد نه يافتم. من كاملا احساس مى كنم كه شما يك شخص مسلمان و صاحب نظر هستيد، اما من دوست دارم كه در باره شما از طريق قلم خود شما به خوانم و به دانم كه افكار و باور هاى شما چه ها اند.
از رك نويسى من دل گير نه شويد.
والسلام.
سيد حسيب مصلح






















